قلم فلزی
“بوي كافور مي دهد بازار
كاش مي شد زد ،
يكي را دار!”
مردك غول،
نشسته در خانه
زنِ بي پول ، رفته تا بازار
پسرك راهِ مدرسه ، ناشتا
دخترك مانده بي ناهار ، آنجا
گريه درمان ?
- نه ،
درد چندان است
امیر موحدان
شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۳۰
درحال بارگذاری..